حماسه سرلشکر شهید محمود کاوه (۶)نیروی آماده
نیروی آماده
بسم الله الرحمن الرحیم
اردیبهشت ماه ۱۳۵۹ بود که آمریکا به صحرای طبس حمله کرد ما دم دست ترین نیروهای سپاه با بودیم که تو پادگان آموزشی امام رضا علیه السلام آموزش میدادیم فرمانده پادگان از بین چند نفر ما را انتخاب کرد و همان روز راه افتادیم شب توی راه بودیم و نزدیک طلوع آفتاب رسیدیم طبس وضع غریبی بود هواپیما و هلیکوپتر را شان آتش گرفته بود چندتایی هم جنازه اطراف افتاده بودند قبل از ما بچههای سپاه یزد خودشان را رسانده بودند و مشغول جمعآوری و تخلیه اسناد و مدارک داخل هواپیما بودند که با یک توطئه حساب شده از طرف منافقین بمباران میشوند و همانجا محمد منتظر قائم فرمانده سپاه یزد به شهادت می رسد از ژاندار مری و ارتش هم چند نفرآمده بودند حوزه استحفاظی شان بود خلاصه اینکه مشخص نبود مسئولیت آنجا با کی است اوضاع شلوغ و به هم ریخته بود تا رسیدیم کنترل آنجا را به دست گرفتیم به کسی اجازه نمیدادیم بیاید نزدیک هواپیماها احتمال اینکه دوباره ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهوری بخواهد دستور بمباران بدهد زیاد بود زود دست به کار شدیم تنها کسی که با من آمد توی هلی کوپترها و هواپیماها محمود بود اسناد و مدارک را جمع آوری می کرد می برد بیرون و با سرعت برمیگشت یکی دو بار که رفت و برگشت چشمش به یک مسلسل افتاد که وسط یکی از هلیکوپترها بسته بودند چیزی مثل کالیبره ۵۷ بود رفت سراغ مسلسل بازش کرد و بعد یک جای دور تر روی زمین مستقر کرد من که رفته بودم تو نخش از کوره در رفتم و با تندی گفتم میدونی که بردن مدارک مهم تر است اسلحه هاست چرا این کار را کردی مثل اینکه تعجب کرده باشد نگاهم کرد و گفت شاید هواپیماها دوباره حمله کنند بمباران کنند بردمش تا اگر حمله کردن ازش استفاده کنیم با توجه به سن و سالی که داشت این جسارت و بی پروایی عجیب بود از بردن مدارک که راحت شدیم رفتیم سراغ اسلحه ها و تجهیزات و وسایل پیشرفته ای بودند که تو عمرم آنهارد ندیده بودیم همه نوع بودند درگیر و دار تخلیه هواپیما حجت الاسلام خلخالی حاکم شرع هم رسید از دور اندیشی و تیزبینی بچه ها خیلی خوشش آمد برای مان دعا کرد هرچه جمع کرده بودیم بردیم سپاه تحویل فرماندهی دادیم بعدها فهمیدم بعضی از تجهیزاتی که محمود از هواپیما خارج کرده بود با خودش برده است کردستان تا علیه ضد انقلاب و عراقی ها استفاده کنند
همرزم شهید احمد جاوید