داستان تحول من وشهداء شهیدمحسن حججی قسمت سوم
🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹 🌹بسم رب الشهداء و الصالحین🌹 ... تا اینکه صوت وصیتهاش به علی کوچولوش رو گوش کردم ، من دیگه تا اون روز تشییع پیکرش فقط گریه می کردم و می گفتم یه جوون اومد هیاتی, بسیجی, ک مداحی هم می کرده روی منه مداح و بسیجی و هیاتی رو کم کرد.. باخودم گفتم فاطمه توهم هیاتی و بسیجی و مداح هستی اما این جوون کجا و تو کجا دیگه, عاااااشق #شهادت شده بودم ، به پشت سرم ک نگاه می کردم دیدم #شهدای مدافع حرم زیاد دادیم و من غرق در دنیا بودم . یا علی گفتم و رفیق #شهیدم قرارش دادم ، اولین چیزی ک از #شهید خواستم کمکم کنه نمازم را اول وقت بخونم ، دوم حجابم اما حجابی ک همیشگی و نه به خاطر مردم باشه , بلکه برا خدا... الحمدلله از بعد #شهادت_شهید_حججی حجابم را به طور کامل حفظ کردم و اینم بگم وقتی با هدف و با عشق چیزی رو انتخاب کنی هیچ چیزی باعث نمیشه ک دلسردش بشی و من اولین چیزی ک حس کردم از نمازم ، از حجابم نگاه #خدا رو به خودم , به زندگیم, احساس کردم ، همش دلم می خواد یه جوری لباس بپوشم و #حجاب داشته باشم ک خدا و #امام_زمان_عج دوست دارن... 🔶🔹اما بعدازتحولم چی نصیبم شد؟ ۱-نگاه خدا به خودم و زندگیم ۲-علاقه دهابرابر همسرم به من و همچنین علاقه من به او ۳- به برکت #شهدا هفته ای یبار #شهدا دعوتم میکنن میرم #گلزار_شهدا ۴-دیدار با خواهر #شهید_حججی ، برام خیلی قشنگ بود با خودم می گفتم ینی من واقعا با خواهر #شهید_حججی روبوسی کردم؟ باورم نمیشد هر چند می دونم اینم کار خود #شهید بوده ۵-برکت توزندگیم زیاد شد ، یه کار خوب برا شوهرم و همچنین خودم شروع کردم به تدریس مداحی ، البته رایگان تدریس می کنم به نیت #شهید_حججی و تمام #شهدا... #ادامه_دارد ... 🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹