جبهه فرهنگی راویان نور

ترویج فرهنگ ایثاروشهادت وارزش های دفاع مقدس

جبهه فرهنگی راویان نور

ترویج فرهنگ ایثاروشهادت وارزش های دفاع مقدس

جبهه فرهنگی راویان نور

اهم فعالیت ها
جذب و سازماندهی رزمندگان و پیشکسوتان دفاع مقدس .علاقمند به روایتگری
تربیت و آموزش راوی
اعزام راوی به کاروان های راهیان نور
اعزام راوی به کلیه مدارس و دبیرستان ها دانشگاه ها و موسسات آموزشی
اعزام راوی به کلیه مراسمات.مساجد.یادوارهای شهدا،. ادارات و سازمان ها کارخانه جات.وشرکت ها
برگزاری کلاس های آمادگی دفاعی در مدارس و مراکز آموزشی پژوهشی تحقیقاتی
برگزاری دوره های آموزش.مرتبط بادفاع مقدس.مقابله باتهاجم فرهنگی.جنگ نرم وپدافند غیر عامل

طبقه بندی موضوعی
نویسندگان
پیوندهای روزانه

۱۰۶ مطلب با موضوع «حماسه سرلشکر شهید محمود کاوه» ثبت شده است

حماسه سرلشکر شهید محمود کاوه (۵۴)سنگرناقص

پنجشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۹، ۰۱:۱۲ ب.ظ

حماسه سرلشکر شهید محمود کاوه قسمت( ۵۴) سنگر ناقص م

ها قبل از عملیات والفجر نیروهای اطلاعات تو منطقه سرگرم شناسایی بودند هر چند وقت یکبار محمود تاهم بگوییم در جریان پیشرفت کارشان قرار می گیریم آنها یک سنگر داشتند که روی یک ارتفاعات بچه های ارتش بود که به رغم کمبود شدید جا آن را خارج کرده و در اختیار تیم قرار داده بودند یادم هست به اندازه ۱۰ ۱۵ راه داشت یعنی فقط بچه های اطلاعاتی توانستند در آنجا استراحت کنند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۹ ، ۱۳:۱۲
مجید روزی

حماسه سرلشکر شهید محمود کاوه قسمت (۵۳ ) بی قراری عملیات والفجر ۹ در محور سلیمانیه انجام شد بعد از عملیات والفجر ۴ که ما در ارتفاعات کانی مانگا و ارتفاعات لری مستقر شده بودیم با طرحی که بچه‌های سپاه داشتند, آمدند عملیات را به طرف استان سلیمانیه عراق پیش بردند. منتهی اینجا مستقل عمل کرده بودند. بچه‌های سپاه وقتی که به جای رسیدند و نیاز به کمک داشتند، ارتش هم به کمک شان رفت و خود من وارد صحنه شدم بر حسب تصویبی که شد، ما مجبور شدیم نیروهای سپاه را هم در کنترل خودمان بگیریم و منطقه را نگه داریم که دشمن نیاید پاتک بکند. خب اینجا نیرویی که می‌خواستیم من پیشنهاد کردم که نیاز به کاوه دارم .گفتم بایستی محمود کاوه بیاید با نیروهایش گفتند که ایشان در مهاباد هست؛

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۹ ، ۱۵:۵۲
مجید روزی

حماسه سرلشکر شهید محمود کاوه (۵۲)حق شناس

دوشنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۹، ۰۹:۲۶ ق.ظ

حماسه سرلشکر شهید محمود کاوه قسمت (۵۲) حق شناس همه بسیجی هایی که تازه وارد پادگان می شدند ،سراغ کاوه را می‌گرفتند و تا روزی که تسویه حساب را می گرفتند و ازتیب می رفتند ،مثل پروانه، گرد شمع وجودش میچرخیدند. با او عکس می گرفتند، فوتبال بازی می کردند و از او می‌خواستند تا برای شان خاطر بگوید. حتی بارها شده بود که او را سر دست می‌گرفتند و با سلام و صلوات راهش می‌بردند. وقتی هم ماموریت شان تمام می‌شد، برای خداحافظی می‌آمدند پیش او. انگار بر خودشان واجب می دانستند که حتماً این کار را انجام دهند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۹ ، ۰۹:۲۶
مجید روزی

حماسه سرلشکر شهید محمود کاوه (۵۱)اولین حمله

يكشنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۹، ۰۸:۴۷ ق.ظ

 

پیشتر از آنچه فکرش را می‌کردم آوازه اش پیچیده بود. دوست و دشمن ،او را با شجاعتش می‌شناختند، سر نترسی داشت، همیشه منتظر بودم فرصتی پیش بیاید تا بپرسم:« از کجا شروع کردی که کاوه شدی؟» خیلی های دیگر هم دوست داشتند این سوال را بپرسند, ولی به خودشان اجازه نمی‌دادند, آن روز این فرصت دست داد. به خودم جرات دادم و این سوال را پرسیدم. اولش از جواب دادن طفره می رفت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۹ ، ۰۸:۴۷
مجید روزی

حماسه سرلشکر شهید محمود کاوه (۵۰)الگو

شنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ۰۴:۱۳ ب.ظ

حماسه‌ای سرلشکر شهید محمود کاوه قسمت(۵۰)

الگو

سپهبد شهید علی صیاد شیرازی

ایشان شهید محمود کاوه از من دعوت کرده بود برای بازدید ازلشکرش در پادگانی که نزدیک خود شهر مهاباد و مخصوص همین تیپ و لشکر بود، من آمدم با هلیکوپتر وارد شدم و آنجا خود ایشان به استقبال ما آمد و رفتیم با همدیگر بازدید کردیم از سازمانش. الحق و الانصاف .سازماندهی این چهره سلحشور را در یگان رزم، من دیدم واقعاً تعجب کردم .گفتم :«ببین یک جوان بیست ویک بیست ودو ساله،این قدر خداوند بهش توفیق فکر خوب داده که به یک لشکرسازمان بده .»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۹ ، ۱۶:۱۳
مجید روزی

حماسه سرلشکر شهید محمود کاوه (۴۹)سیدکان

جمعه, ۹ آبان ۱۳۹۹، ۱۰:۳۸ ق.ظ

حماسه سرلشکر شهید محمود کاوه قسمت(۴۹)سیدکان

برای عملیات قادرمنطقه وسیعی را باید شناسایی می‌کردیم آن هم با دو گروه چهار نفره کار سخت و طاقت فرسایی بود،خصوصا این که عملیات در قسمت سخت و حساس منطقه را به تیپ ویژه واگذار کرده بودند و این سختی کار را دو چندان می‌کرد. شب‌ها می‌رفتیم شناسایی و روزها از دیدگاه فعالیت‌ها و تحرکاتشان را زیر نظر می‌گرفتیم منطقه تماما کوهستانی بود و ارتفاعات سخت و پیچیده ای مانند حسن بیک.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۹ ، ۱۰:۳۸
مجید روزی

حماسه سرلشکر شهید محمود کاوه قسمت (۴۸) بخش دوم اسرای گردنه قوشچی 🌹🍃🌹🍃

حسابی دست و پایم را گم کرده بودم کاوه رسید تا وضع را این جوری دید به یکی از آرپیجی زن های گردان گفت بلند شو بزن شک داشتیم که با این فاصله کم آیا آرپی‌جی عمل میکند یانه آرپیچی زن در حالت نیم خیز موشک گذاری کرد بدون ذره ای ترس و دلهره پا شد آرپی‌جی را گذاشت روی شانه‌اش انگشتش روی ماشه بود که یک تیر قناسه خورد تو پیشانی‌اش زود خود را جمع و جور کردم روحیه بچه‌ها داشت داغان می‌شد باید کاری می‌کردم خیز برداشتم تا آرپی‌جی را بردارم و شلیک کنم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۹ ، ۰۹:۵۹
مجید روزی

حماسه سرلشکر شهید محمود کاوه قسمت (۴۸)اسرای گردنه قوشچی بخش اول

آماده باش و سرعت عمل، خصوصیت تیپ ما بود. هر جایی کردستان و یا آذربایجان که ردپایی از ضد انقلاب دیده می‌شد ما اولین نیروهای بودیم که بر سرشان خراب می شدیم .چنان غافلگیرشان می کردیم که خیلی وقت‌ها حتی فرصت بردن و یا انهدام اسناد مهم شان را هم پیدا نمی‌کردند. همه توان ضد انقلاب خلاصه شده بود در این که کمین بزنند گاهی هم جاده را می بستند و به نامردی عده ای را گروگان می‌گرفتند تا شاید بتوانند اعلام موجودیت کنند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۹ ، ۰۱:۱۵
مجید روزی

حماسه سرلشکر شهید محمود کاوه (۴۷)حتی درمنطقه

سه شنبه, ۶ آبان ۱۳۹۹، ۰۲:۵۲ ب.ظ

حماسه سرلشکر شهید محمود کاوه قسمت (۴۷)حتی در منطقه

برای مراسم شب هفت شهید علی قمی از مشهد رفتیم و رامین. یکی دو روز آنجا ماندیم برگزاری مراسم و جلسات مختلف که تمام شد. حجت‌الاسلام قمی پدر شهید و چند نفر دیگر از بزرگان و مسئولان شهر تصمیم گرفتند بروند تیپ ویژه شهدا تا هم دیداری با رزمنده ها داشته باشند .محل شهادت علی را ببینند. آنها از ما هم دعوت کردند که همراهشان برویم برای من بهتر از این نمیشد هم تسلای دل خانواده شهید علی قمی می شدم و هم این که پس از مدت هادوری محمودرا دوباره ببینم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۹ ، ۱۴:۵۲
مجید روزی

حماسه سرلشکر شهید محمود کاوه قسمت (۴۶)بخش دوم لحظه نفس گیر

می دانستم که دیگر جای چون و چرا نیست به پشت دراز کشیدم روی زمین و با کمک احمد نظامی مجروح را گذاشت روی شکمم و با همان حالت درازکش خودم را کشاندم عقب حدود ۲۰ دقیقه طول کشید تا رسیدم به آمبولانس از فرط خستگی داشتم از پا در می آمد اما به شدت دلواپس محمودبودم باز بدون معطلی با حالت سینه‌خیز خودم را رساندم به محمود نیروهای کمکی رسیده بودند و دوشیکاچی ها هم کشیده بودند جلو از صحنه هایی که دیدم کمی درد شهادت قمی در وجودم التیام پیدا کرد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۹ ، ۱۳:۱۲
مجید روزی